تصمیم گیری مشارکتی

۲-۹-۱- تصمیم گیری مشارکتی و تعاریف آن

فرنچ و همکاران (۱۹۶۰) مشارکت در تصمیم گیری را فرآیندی تعریف کرده که در آن کارکنان بر تصمیم‌های سازمانی تأثیر می‌گذارند. در این تعریف مشارکت، نفوذ کارکنان بر تصمیم‌های سازمانی مد نظر قرار گرفته است و از این نظر درجات مختلف آن اعم از حق پیشنهاد، حق مشورت، حق رای، و خود گردانی را پوشش می‌دهد و مفهوم نسبتا جامعی را از مشارکت در تصمیم گیری به نمایش می‌گذارد. به تعبیر دیگر کلیه برنامه‌های تصمیم گیری مشارکتی اعم از نظام پیشنهادها، تصمیم گیری مشورتی، تصمیم گیری دوجانبه، و تیم‌های کاری را پوشش می‌دهد.

بیرن بائوم[۱]، الگوی مشارکتی را با عنوان تقسیم قدرت وارزش ها درجامعه برابر[۲] نام می‌برد و با ویژگی هایی چون مذاکره وتوافق جمعی، قدرت مشارکتی،کم اهمیت شمردن سلسله مراتب ،تعهدات،آرمان و ارزش‌های مشترک،حلقه‌های تعامل ، رهبری ، مشورت ومسئولیت‌های همگانی مشخص می‌نماید. به طور کلی الگوی مشارکتی، به عنوان اجتماعی از افرادی که علایق ومنافع مشترک دارند تعریف می‌شود.دراین الگو تفاوت‌های شغلی وموقعیتی لحاظ نمی شود وافراد به صورت برابر ومساوی با هم تعامل دارند (بیرن بائوم، ۱۳۸۲،ص ۳).

سعادت (۱۳۷۳) بیان داشته که تصمیم گیری مشارکتی عبارت است از: تصمیمی که کلیه افراد ذینفع در تصمیم گیری در فرایندهای آن شرکت می‌کنند به عبارت دیگر منظور از مشارکت سیستم مدیریتی است که در آن اعضاء سازمان در تصمیماتی که اتخاذ می‌شود صاحب نفوذند.

مدیران به دلیل عوامل مختلفی که پیچیدگی تصمیم‌گیری و حل مسأله هستند، بر مشارکت روزافزون زیردستان در همه جوانب فرایند مدیریت نیازمند می‌باشند. از جمله عوامل عبارتند از:

  تعریف یادگیری‌مداری

مدیران در قالب سلسله مراتب اختیار در سازمان تصمیم‌گیری می‌کنند. بدین‌معنا که، انواع مسایلی که باید حل شوند و تصمیماتی که باید اتخاذ گردند، در سطوح مختلف مدیریت متفاوت هستند.

مدیران با شبکه‌ای از مسایل در هم تنیده مواجه هستند. آن‌ها معمولا با بیش از یک مسأله در یک زمان مواجه هستند که اغلب آن ها در هم تنیده می‌باشند.

مدیران غالبا در شرایط غیرمنتظره تصمیم‌گیری می‌کنند. بسیاری از مسایلی که مدیران با آن ها مواجه می‌شوند به طور غیرمنتظره رخ می‌دهد.

امروزه کارکنان از تحصیلات بالایی برخوردار هستند و کارها بیشتر تخصصی شده است، بنابراین نمی توان مثل گذشته آن ها را وادار به انجام کار کرد. در سازمان‌های امروزی نیاز بیشتری به مشارکت کارکنان در مدیریت سازمان می‌باشد. در حقیقت تغییر سبک مدیریت از حالت مدیریت استبدادی به سمت مدیریت مشارکتی منجر به موفقیت هر چه بیشتر سازمان می‌گردد .سبک رهبری که منجر به مشارکت گروهی کارکنان و تشکیل گروه‌های کاری گردد، موجب انجام اثربخش، کارآمد، منظم و هماهنگ کارها می‌گردد (سان ژان[۳]، ۱۹۹۸). علاوه بر این، بکارگیری سبک رهبری حمایتی و مشارکتی منجر به افزایش لذت انجام کار در کارکنان  می‌شود.

۲-۹-۲- مزایای مشارکت در تصمیم گیری

مشارکت در تصمیم گیری در یک محیط سازمانی شرایطی را فراهم می‌سازد که سبب دستیابی بیشتر به اهداف سازمان می‌گردد (نوری تاجر و همکاران، ۱۳۸۶). تحقیقات نشان می‌دهد مشارکت کارکنان در تصمیم گیری مزایای زیادی را به دنبال دارد که آن مزایا می‌تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تحقق اهداف سازمانی موثر باشند.

ساشکین[۴] (۱۹۸۴) با ارائه مدل اقتضایی استدلال می‌کند که مشارکت از طریق افزایش تعهد سازمانی، رضایت، چالش زایی، و ایجاد امنیت به بهبود عملکرد و افزایش بهره وری می‌انجامد.

  مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

کرنی و هیز [۵] (۱۹۹۴) با طبقه بندی ، مزایای مشارکت، آن را هم برای افراد و هم برای سازمان مفید می‌دانند و معتقدند که یکی از پیامدهای آن برای مدیریت منابع انسانی افزایش تعهد سازمانی است.

دیویس [۶] بیان داشته مشارکت موجب تصمیمات بهتر در محیط کار، به کار انداختن قوه ابتکار و خلاقیت در کارکنان، تقویت احترام انسانی و جایگاه اجتماعی، ایجاد انگیزش و علاقه مشترک، تحریک کارکنان به قبول مسئولیت، و بهبود روحیه افراد برای کار گروهی می‌شود (دیویس، ۱۹۹۹، ص۴-۶).

در این بخش به برخی دیگر از مزایای مشارکت در تصمیم گیری اشاره می‌شود:

  • مشارکت کارکنان باعث از بین رفتن زمینه‌های شایعه پراکنی و در نتیجه افزایش روحیه و کارایی در کارکنان می‌گردد (مصالحی، ۱۳۷۳)؛
  • احساس نیاز به احترام را در افراد ارضا می‌کند، زیرا بدین شکل، نیازهای اجتماعی کارکنان با شرکت داشتن در اداره امور سازمان به اتفاق دیگران، تامین می‌شود؛
  • باعث ارضای حس تعلق به سازمان و تقویت همبستگی و هنجارهای گروهی می‌گردد و اثربخشی کارکنان و نیروی ابداع، خلاقیت و مشکل گشایی آن ها ارتقا و تقویت می‌یابد (کاظمی، ۱۳۸۸)؛
  • از طریق مشارکت، ارتباط دوجانبه بین مدیران و کارکنان ایجاد می‌شود و عقاید و نظرات مدیران مقبولیت پیدا می‌کند و کارکنان در اجرای دستورات مدیران مخالفت و مقاومت نمی ورزند، چون احساس می‌کنند خودشان در تصمیم گیری ها نقش دارند؛
  • هم فکری و همکاری کارکنان با مدیران موجب علاقه و دلبستگی آنان به محیط کارشان می‌شود و باعث کاهش کارشکنی، احساس بی مسئولیتی، کم کاری، تمارض، شکایت ، و غیبت می‌شودو به طور کلی افزایش رضایت شغلی را در پی دارد (ظهوری، ۱۳۸۷)؛
  • به سلامت روحی و روانی افراد کمک می‌کند، چون در افراد حس مسئولیت پذیری پیدا می‌شود، و آن ها احساس می‌کنند که در نیل به اهداف سازمان نقش و تکالیفی بر عهده دارند؛
  • ایجاد امکان استفاده از تجارب عملی و نظریات و اندیشه‌های کارکنان که عملا با مشکلات سرو کار داشته و با آن ها دست و پنجه نرم می‌کنند؛
  • کاهش تضادها و تعارضات بین کارکنان و کارفرمایان، برقراری صلح و آرامش در محیط‌های کاری و بهبود روابط صنعتی و روابط کار (کاظمی، ۱۳۸۸)؛
  راهنمای لباس پوشیدن آقایان در فصل گرما 

 

[۱] Robert  Birnbaum

[۲] The collegial institution : sharing power and values in a community of Equals

[۳] San Juan

[۴] Sashkin

[۵] Kearney & Hays

[۶] Davis