تفاوت‌های رهبری تحول‌آفرین با کاریزماتیک
باس (۱۹۸۵) نظریه رهبری کاریزماتیک را برای ترسیم تمامی ابعاد رهبری تحول آفرین کافی نمی‌داند. وی با صراحت بر این نکته تاکید دارد که کاریزماتیک جزء لازم رهبری تحول آفرین است، اما به تنهایی نمی‌تواند فرایند رهبری تحول آفرین را شامل شود.
درجه اهتمام وافر رهبران تحول‌آفرین، توانمندسازی و گسترش ظرفیتهای فردی و جمعی پیروان می‌باشد. در صورتیکه رهبران کاریزماتیک ممکن است به منظور استمرار بخشدن به وفاداری پیروان همواره آنها را در حد ضعیفی از توانمندی نگهداشته و مانع رشد استعداد آنها شوند.
رهبری کاریزماتیک وقتی ظاهر می‌شود که پیروان دارای چنان هنجارها، باورها و علایق مشترکی هستند که زمینه ایجاد جاذبه های منطقی و عاطفی از سوی رهبر فراهم می‌شود. با این وجود باس تأکید دارد که پاسخ افراد به رهبر کاریزماتیک بشدت دو قطبی خواهد بود. بدین معنی که رهبر کاریزما در حالیکه مورد علاقه شدید عده ای قرار دارد عده دیگر از او متنفرند. این دو قطبی بودن است که نشان می‌دهد چرا بسیاری از رهبران پرجاذبه سیاسی، هدف ترور قرار می‌گیرند (یوکل،۱۳۸۲).
باس معتقد است رهبران تحول‌آفرین در هر سطح از هر سازمان یافت می‌شوند، ولی رهبران کاریزماتیک کمیاب‌اند. اغلب رهبران کاریزما وقتی ظاهر می‌شوند که سازمان در وضعیت فشار قرار گرفته شد، زیرا در این حالت مقامات رسمی سازمان از مواجهه با چنین بحران شدیدی عاجز، و ارزش‌ها و باورهای سنتی نیز زیر سئوال رفته‌اند. رهبران کاریزماتیک در تلاش برای تأسیس یک سازمان جدید و یا هنگام افول سازمان‌های قدیمی ظاهر می‌شوند ولی در یک سازمان قدیمی که با موفقیت بالایی به کار خود ادامه می‌دهد حضور ندارند.

  اهمیت سنجش سرمایه انسانی