عوامل فردی و خانوادگی مؤثر بر خشونت و بد رفتاری

رفتارهای خشونت آمیز افراد با عوامل اجتماعی و روانشناختی از درون به هم پیوسته در رابطه است . عوامل خطرزای فردی می توانند به عنوان پاسخی به تغییرات محلی در نظر گرفته شوند . از عوامل فردی که موجب افزایش خشونت در دوره نوجوانی و جوانی می گردد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- اعتیاد به الکل و مواد مخدر .

استفاده از الکل و موارد مخدر بویژه توسط نوجوانان و جوانان که در سطح زندگی پایینی قرار دارند خود پیامدهای نامطلوبی به همراه دارد این قبیل افراد تا جایی که تجربه شده است آسیب پذیرتر و بیشتر مرتکب جرایم می گردند ( شیخی ، ۱۳۸۲ : ۹۲ ) .

هر چه میزان مصرف الکل یا مواد مخدر بیشتر باشد ، امکان اعمال خشونت و پرخاشگری نیز بیشتر است . افراد الکلیک به بهانه تأثیر مصرف الکل بر رفتارشان ، احساس مسئولیت نمی کنند و مرتکب اعمال خلاف می شوند ( ستوده و سیف الهی ، ۱۳۸۶ : ۱۱۲ ) .

نوجوانان به خاطر شرایط سنی خاصی که دارند احتمال دارد رفتارهای مخاطره آمیز  زیادی از خود نشان دهند که مغایر با جامعه است . اغلب به عنوان رفتار ناسالم طبقه بندی شده اند ؛ مانند مصرف الکل ، سیگار کشیدن ، رانندگی کردن با سرعت بالا و … . رفتارهای مخاطره آمیز در دوران نوجوانی به عنوان ابزاری برای بدست آوردن پایگاه اجتماعی به کار برده می شوند . و بخشی از فرآیندهای تعاملی هستند که به صورت ذهنی در انتخاب عقلانی رفتارهای هدفدار نمایان می شوند . تحقیقات نشان داده اند که بسیاری از الگوهای رفتارهای مخاطره آمیز از درون به هم وابسته هستند اگرچه الزاماً پیش فرض های همدیگر نیستند.

۲- فقدان پدر در خانواده

به باور جامعه شناسان کنش متقابل گرا ، عدم حضور پدر در خانواده موجب می گردد که کودکان و نوجوانان به جای پدر ، دوستان و همسالان خود را الگوی نقش خویش قرار می دهند . به اعتقاد آنان هویت جنسیتی نوجوانان تنها با حضور پدر و الگو گیری از آن است که شکل می گیرد . ارتباط مبتنی بر عشق و علاقه پدر نسبت به مادر موجب می گردد که نوجوانان احترام به جنس مخالف را از پدر فرا گیرند . از سوی دیگر حضور پدر در خانواده کارکرد حفاظتی دارد . پدر ، خانواده را از تهدیدهای خارجی مصون نگاه می دارد . بر طبق تحقیقات بچه هایی که در خانواده های فاقد پدر ، بزرگ شده اند ، بیشتر مورد سوء استفاده جنسی و خشونت قرار می گیرند ( همان منبع ، ۱۳۸۶ : ۱۱۳ ) .

 

 

۳- فقر

بدرفتاری در روابط بین همه افراد گروههای اقتصادی – اجتماعی روی می دهد . گافمن و زیگلر ( ۱۹۹۲ ) به رابطه بین فقر و بدرفتاری با کودکان اشاره می کنند و می گویند : هر چند بسیاری از افراد فقیر با فرزندان خود بدرفتاری نمی کنند و فقر به خودی خود ، سبب بروز آزار و بی توجهی نمی شود ؛ ولی فقر با استرس ، اعتیاد ، تغذیه مناسب و مراقبت های پزشکی در ارتباط است . و احتمال بدرفتاری و خشونت را افزایش می دهد .

  معماری شناختی انسان از نظر روانشناختی

۴- تجربه کردن و تماشا کردن خشونت

بچه ها انواع متعددی از خشونت را تجربه و مشاهده می کنند . دامنه آنها از اعمال انضباطی و تربیتی سخت و تنبیه بدنی تا بدرفتاری با بچه ها در نوسان است . جوانانی که مورد بدرفتاری واقع شده اند قابلیت و تواناییهای بسیار ضعیفی از خود نشان می دهند و خودشان را به عنوان افرادی فاقد قدرت تصور می کنند . مورد بدرفتاری واقع شدن در دراز مدت با افسردگی ، خشونت نسبت به خود و عدم توانایی در برقراری روابط صمیمانه با دیگران همراه است . تجربه کردن و تماشاگر خشونت بودن بخشی از چرخه خشونت بین نسلی است . به عبارت دیگر ، رفتارهای خشونت آمیز از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ( همان منبع ، ۱۳۸۶ : ۱۱۲ ) .

۵-۲-۲- موقعیت اقتصادی – اجتماعی و رابطه آن با خشونت

اعتقاد بر این است که رابطه معکوس بین وضعیت اقتصادی – اجتماعی و خشونت وجود دارد . به عبارتی دیگر افرادی که از طبقات اقتصادی – اجتماعی پایین است رفتار خشونت آمیز از خود نشان می دهد . فقر نه تنها وضعیت سلامت روانی – اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد ، بلکه وجود آن یک خطر بالفعل برای خشونت در بیشتر جوامع می باشد .

مطالعات نشان داده است که افراد فقیر نسبت  به ثروتمندان ذاتاً تمایلات خشونت آمیز ندارند ، بلکه این احساس نابرابری افراد فقیر است که در ترکیب با ناکامی ، افسردگی و ناامنی موجب رفتار خشونت آمیز می شود . ( نجفی ، توانا ، ۱۳۸۶ : ۲۹ ) .

۵-۲-۳- عوامل محیطی – اجتماعی مؤثر بر خشونت ، دیدگاه فوشی[۱]

عوامل محیطی – اجتماعی نظیر محیط خانواده ، محیط همالان ، هنجارهای اجتماعی و عواملی از این دست ، عواملی هستند که امکان دارد ارزشها را تغییر داده و بسیاری از هنجارهای اجتماعی را تبدیل به انحراف خشونت نمایند .

الف ) محیط خانوادگی

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نقش مؤثری در شکل گیری و شخصیت افراد دارد . در چند سال گذشته ، تحت تأثیر عوامل مختلف صنعتی و توسعه اجتماعی ، این نهاد دستخوش تغییرات بی سابقه ای شده است . بسیاری انحرافات و آسیبهای اجتماعی را به تغییراتی که در خانواده به وجود آمده است ، مربوط می دانند . به طوری که آمارهای مربوط به میزان جرایم ، سرقتها ، تجاوز ، اعتیاد ، خشونت و نظایر آنها بیان کننده این واقعیت است که موارد انحرافات در خانواده هایی که در نقاط شهری و صنعتی زندگی می کنند بیش از خانواده های سنتی و روستایی است( شیخی ، ۱۳۸۲ : ۹۷ ).

بنابراین ویژگیهای خانواده بر رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه بچه ها و جوانان تأثیر بسزایی دارد . یکی از عوامل مهم تأثیر گذار بر خشونت جوانان نزاع و ستیز ( خشونت ) والدین است . تئوری یادگیری اجتماعی فرض می کند که پرخاشگری از طریق مشاهده رفتارهای دیگران و پیامدهای مثبت آن رفتار یاد گرفته می شود . بنابراین نوجوانانی که در خانواده هایی بزرگ شده اند که والدین از خشونت استفاده کرده اند خطر بکار گیری خشونت در روابط اجتماعی آنها افزایش   می یابد . بعضی از محققین دریافته اند که شاهد کتک خوردن یکی از والدین توسط دیگری با خشونت نوجوانان رابطه داشته است .

  صنعت و توسعه ی صنعتی

۱- کاهش نظارت و کنترل در خانواده

خانواده با تغییراتی که در زمینه اجتماعی و فرهنگی به وجود آمده است ، نظارت کاملی بر اعضای خود ندارد ( همان منبع ، ۱۳۸۲ : ۹۸ ) . نظارت والدین که به عنوان آگاهی و اطلاع والدین از فعالیت های بچه ها و اینکه آنها کجا می روند و کجا هستند ، تعریف شده است که به عنوان یک عامل تقویتی مهم در پیشگیری بسیاری از رفتارهای مشکل دار شناخته شده است . نظارت یک متغیر کلیدی در تئوری فعالیتهای روزمره است که به میزان زیادی برای پیش بینی قربانی شدن تجاوز جنسی به کار رفته است . بر اساس این تئوری کاهش نظارت سرپرستان ، جوانان را در معرض خطر قربانی شدن قرار می دهد. چرا که آنها ممکن است شب هنگام از خانه خارج شوند ، با افرادی که والدینشان آنها را نمی شناسند رابطه برقرار کنند . بنابراین می توان گفت که کاهش نظارت والدین فرصتهای زیادی را برای ارتکاب خشونت جوانان فراهم می آورد .

۲- ساختار خانواده ، سست شدن قوانین و پایبندی به ازدواج

به دنبال تغییرات سریع اقتصادی – اجتماعی ، اساس روابط زناشویی و خانواده تا حدود زیادی تضعیف شده است . ضعیف شدن روابط زناشویی یا ارتباطی که در چارچوب قوانین ازدواج وجود دارند ، باعث تضعیف روابط و هنجارهای درون خانواده می گردد (همان منبع ، ۱۳۸۲ : ۹۹ و۱۰۰) .

ساختار خانواده نیز با خشونت جوانان رابطه دارد . جوانانی که والدینشان اختلاف زناشویی زیادی داشته و منجر به طلاق گشته است ممکن است نسبت به جوانان خانواده هایی که والدینشان با هم تفاهم داشته اند بیشتر در معرض خشونت قرار گیرند . مطالعات نشان داده است که نوجوانان و جوانان خانواده های طلاق گرفته احتمال بیشتری داشته است که رفتارهای مشکل دار از قبیل خشونت دوستانه ، داشتن روابط جنسی در سنین پایین ، سیگار کشیدن ، مصرف الکل و … از خود نشان دهند .

ب ) محیط دوستان و همالان

دوستان و همالان یکی از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر گرایش جوانان به خشونت است . مطالعات مقطعی یک همبستگی قوی بین رفتار مشکل دار همالان و رفتار مشکل دار نوجوانان یافته اند . البته بعضی از محققان پیشنهاد کردند که این همبستگی قویی ممکن است به خاطر دیگر عوامل در کنار نفوذ همالان باشد که نمی توان با داده های مقطعی آن را مشخص کرد . در کنار نفوذ همالان ، انتخاب دوستان هم مهم است که جدایی از نفوذ آنها می باشد . مفهوم انتخاب همالان بیانگر این است که ابتدا نوجوان خشونت را شروع می کند و بعداً کسانی را به عنوان دوست انتخاب می کند که آنها هم در برابر دوستانشان خشونت به کار می برند . مفهوم نفوذ همالان نشان دهنده این است که نوجوان خشونت در برابر افراد دیگر را زمانی شروع می کند که مشاهده کند دوستانش در روابط دوستانه خشونت به کار می برند ( اعزازی ، ۱۳۸۰ : ۱۰۶ ) .

ج ) هنجارهای اجتماعی

هنجارهای اجتماعی ، شیوه های رفتاری معینی هستند که بر اساس ارزشهای اجتماعی جامعه شکل می گیرند و با رعایت آنهاست که جامعه نظم می یابد . در اصطلاح جامعه شناسی ، هنجارها الگوهای استاندارد شده رفتار و کردارند ؛ زیرا آنها رهنمای آشکاری هستند و به مردم یک جامعه    می گویند که در هر شرایط اجتماعی چه رفتاری را باید داشته باشند . در واقع ، هنجارهای اجتماعی تعیین می کنند که انسان چه باید بگوید چه باید بیندیشد و چه اعمالی را انجام دهد ( ستوده ، ۱۳۸۵ : ۲۹ ) .

  مبانی نظری سازگاری از نظر روانشناختی

از این رو هنجارها تأثیر مهمی بر رفتار و همنوایی دارند . افرادی که هنجارهای خشونت دوستانه را تأیید می کنند ، معتقدند که خشونت علیه دوستان تحت شرایط معینی از قبیل اینکه هنگامی که فرد مورد اهانت قرار گرفته ، وقتی که او کتک خورده ، یا وقتی که عصبانی است ، قابل قبول است . مطالعات نشان داده است که پذیرش هنجارهای خشونت علیه دوستان با ارتکاب خشونت علیه دوست در میان جوانان و بزرگسالان به ویژه مردان در رابطه بوده است .

۵-۲-۴- عوامل سطح فردی مؤثر بر خشونت در دیدگاه فوشی

عوامل سطح فردی نظیر قابلیتهای شخصی ، دیگر رفتارهای مشکل دار ، ویژگیهای جمعیتی و عوامل از این دست می باشند که می تواند افراد را به رفتارهای پرخاشگرانه وادار کند .

الف ) قابلیتهای شخصی

قابلیتها ، مهارتها و خصوصیات مورد نیاز برای تعامل موفقیت آمیز با محیط هستند . مهارتها و خصوصیاتی که به عنوان قابلیتهای شخصی تعریف شده اند شامل عزت نفس بالا ، حل موفقیت آمیز تضادها ، مهارتهای ارتباطی موفقیت آمیز ، مهارتهای قوی روابط شخصی و عملکرد دانشگاهی قوی هستند . جوانانی که این قابلیت را در سطح بالا دارا باشند ، خطر کمتری برای ارتکاب بسیاری از رفتارهای مشکل دار از قبیل رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه دارند .

ب ) دیگر رفتارهای مشکل دار

بر اساس رفتار مشکل دار نوجوانانی که درگیر یکی از رفتارهای مشکل دار هستند ، احتمال زیاد دارد که درگیر رفتارهای مشکل دار شوند . برای مثال فردی که مواد مخدر مصرف می کند به احتمال زیاد دیگر رفتارهای مشکل دار از قبیل روابط جنسی زود هنگام و رفتار پرخاشگرانه از خود نشان       می دهند .

تئوری فرهنگی که مبتنی بر اصول تئوری یادگیری اجتماعی است ، فرض کرده است وقتی خشونت در عرصه ای از زندگی مشروع پنداشته شود ، موجب وقوع خشونت در درگیری عرصه های زندگی خواهد شد .

ج ) ویژگیهای جمعیتی

ویژگیهای جمعیتی ، اجتماعی شدن افراد ، تجربیات زندگی آنها و در معرض خشونت قرار گرفتن را تحت تأثیر قرار می دهند . تأثیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی ، نژاد ، سن و جنسیت بر خشونت در موارد زیادی به اثبات رسیده است . یافته های مربوط به رابطه نژاد و خشونت دوستانه نوجوانان نشان داده است که حتی با کنترل پایگاه اقتصادی – اجتماعی ارتکاب خشونت جوانان آمریکایی ، آفریقایی تبار نسبت به سفید پوستان بیشتر بوده است . همچنین با افزایش از کودکی به نوجوانی و جوانی میزان ارتکاب به خشونت افزایش خواهد یافت ؛ زیرا آنها وقت بیشتری را با دوستان خود سپری کرده و بنابراین فرصت بیشتری برای ارتکاب خشونت دارند ، مخصوصاً وقتی نظارت والدین کم باشد . ( عمویی ، ۱۳۷۸ : ۹۸ ) .