اضطراب و نقش آن در ساختار شخصیت:

از ديدگاه فرويد، اضطراب زيربناي تمام ناهنجاري‌هاي رواني است. هرگاه خطري ارگانيزم را تهديد كند من با ايجاد احساس نگراني شخص را آگاه مي‌كند. به اين ترتيب شخص يا با آن خطر به مقابله مي‌پردازد و يا از رودررويي با آن مي‌پرهيزد. بنابراين تعريف، اضطراب در اصل انسان را براي مقابله با خطر تجهيز مي‌نمايد (شفيع آبادي، ناصري، 1392).

1-2-3-2. ماهیت اضطراب

فروید(1926 به نقل از خداپناهی،1390) ابتدا  بیان کرد که اضطراب نتیجه انرژی لیبیدویی آزاد نشده است و عقیده داشت فقدان موضوع عشق یا کاهش ارضای مبتنی بر سرکوب گری منجر به انباشتگی انرژی کشاننده ای می شود و در نتیجه پیوستگی این انرژی به صورت میل مفرط به تخلیه اضطراب تجلی می کند بدین ترتیب اضطراب محصول بن است.

فروید بعدها نظر خود را تغییر داد  و بیان کرد  وقتی ارضای کشاننده بیشتر موجب ازردگی گردد تا لذت من از طریق اضطراب خود را مصون می دارد در واقع اضطراب اخطاری برای ارگانیزم به شمار می آید.چنانچه ارگانیزم رفتار مورد نظر را از خود نشان دهد من با ابعد وسیع تر و حتی غیر قابل کنترل اضطراب به مراتب بیش از آنچه تا کنون احساس کرده بود مواجه خواهد شد.بدین لحاظ تدابیری اتخاذ می شود(مکانیزم های دفاعی فعال می شود)تا از ارضای کشاننده جلوگیری به عمل آید یا آن را به تاخیر اندازد.در اینجا اضطراب دیگر مبتنی بر میل مفرط تخلیه بن نیست بلکه علامت شناختی قلمداد می شود. (خداپناهی،1390)

بطور کلی اضطراب بر سه نوع است:

1)اضطراب واقعي يا عيني،2)اضطراب نوروتيك و 3)اضطراب اخلاقي

اضطراب واقعی:هر گاه فرد از پديده اي واقعي مانند مار، سگ، تنبيه يا امتحان احساس خطر كند از خود واكنش عاطفي نشان خواهد داد. به اين واكنش اضطراب واقعي گويند كه اين معنا به ترس نزديك مي شود و غالبا با از بين رفتن منبع آن اضطراب نيز كاهش مي يابد و يا حتي از بين مي رود. به طور كلي وجود اين احساس براي صيانت نفس مهم است (شفيع آبادي، ناصري، 1392)

اضطراب نوروتیک:هر گاه فرد از رسوخ تكانش هاي نهاد(به خصوص تمايلات جنسي و پرخاشگري)به ضمير آگاه و عدم توانايي خود براي كنترل آنها نگران باشد دچار اضطراب نوروتيك مي شود. علت اصلي آن همان خارج شدن كنترل غرايز نهاد از اراده ي فرد است. (شفيع آبادي، ناصري، 1392).

و اما اضطراب اخلاقي عبارت است از: نگراني نسبت به تنبيه((خود)) بوسيله ي ((فراخود)). وقتي نهاد كوشش مي كند تا تمايلات  و اغكار غير اخلاقي خود را نشان دهد و در مقابل فراخود يا احساس گناه و شرم و سرزنش واكنش نشان مي دهد، در شخص اضطراب اخلاقي پديد مي آيد. يعني ((فراخود)) سعي مي كند ((خود))را براي عمل زشت ((نهاد)) سرزنش كند. اين اضطراب در حقيقت اضطراب اجتماعي است و فرد هراس آن را دارد  كه مبادا فكر و يا احساسي كند و يا دست به عملي بزند كه مورد پسند اخلاق جامعه و به خصوص خانواده نباشد.( (شفيع آبادي، ناصري، 1392).

 

3-3-2- مکانیزم های دفاعی من

به خاطر داریم من پدید آمد تا واقعیت را از غیر واقعیت تمیز دهد و ارگانیزم را در مقابل درد وناراحتی حفاظت کند.بدین ترتیب من در جهت خدمت به بن از رفتارهای هدفدار جلوگیری می کند یا آنها را منحرف می سازد.از آنجا که مکانیزم های به کار گرفته شده توسط بن جنبه حفاظتی دارند غالبا به نام مکانیزم های دفاعی یا ساده تر به عنوان دفاع نامیده می شوند(خداپناهی،1390).

مکانیزم های روانی که شخص برای محافظت خود از ترس، تنبیه، و تجربیات نامطلوب به کار میبرد گاهی کاملا آشکار است،یکی از این مکانیزم ها که از ادامه مقابله با احساس آزردگی جلوگیری می کند بیهوشی است(مثلا هنگام دیدن خون یا شخص مرده)اما همه مکانیزمها آشکار نیستند. (خداپناهی، 1390).

روان تحلیل گران معتقدند که بیشتر مکانیزم های دفاعی در سطح ناهشیار عمل می کنند؛به عبارت دیگر اشخاص نه از مکانیزم های دفاعی آگاهند  و نه از اهمیت کنش های آنها.افزون بر این برای مشاهده گر بلافاصله مشخص نمی شود که جلوگیری از ارضای نیاز،مستقیما به مکانیزم های دفاعی بستگی داشته باشد زیرا اشخاص می توانند آگاهانه و به صورت منطقی برخی راهبردها را به کار بندند تا بر موقعیت های تنش زا و مشکلات فائق آیند. (خداپناهی، 1390).

کاربرد مکانیزمهای این است که زمانیکه افراد نتوانند با روشهای منطقی و مستقیم اضطرب و مشکلات خود را کنترل کنند به روشهای غیر مستقیم یعنی مکانیزم های دفاعی متوسل می شوند. (خداپناهی، 1390).

مکانیزم های دفاعی به فرد کمک می کند که با اضطراب مقابله کند. دفاعهایی که به کار گرفته می شوند به سطح رشد و میزان اضطراب بستگی دارند(کوری، 1389).

براساس رویکرد روان تحلیل گری اشخاص در مواجهه با تنیدگی از سبکهای دفاعی شخصی استفاده می کنند که این سبکها بر اساس میزان پختگی به سه گروه رشدیافته، رشدنایافته و روان آزرده تقسیم می شوند(اندورز و سینگ،1993).

مکانیزم دفاعی رشدیافته به منزله شیوه های مواجهه انطباقی بهنجار و کارآمد محسوب می شوند در حالیکه مکانیزم های دفاعی رشد نایافته و روان آزرده شیوه های مواجهه غیر انطباقی و ناکارآمد هستند (بشارت،1387).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن