عوامل مربوط به محيط اجتماعي

آداب و رسوم و مسائل مذهبي شخصيت افراد را تحت تأثير قرار مي دهد. تمام رفتارها، باورها و نگرش ها افراد، تحت تأثير فرهنگي است كه در آن رشد و نمو يافته اند. براي حل مسائل محرمانه با پرداختن به ريشه‌هاي جرم، تدابيري را دربرمي گيرد كه بر زمينه هاي ارتكاب جرم از رهگذر مسائل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزش و … مؤثرند.

كودكان بيش از ديگران نياز به محيطي امن براي رشد و شكوفايي دارند و بايد در شرايط بحراني  در شمار نخستن كساني باشند كه از حمايت و امداد برخوردار گردند. اين در حالي است كه به موجب ماده 39 پيمان نامه حقوق كودك، كشورهاي امضاء كننده اين پيمان نامه متعهد شده اند كه نسبت به بهبود جسماني و رواني و ادغام مجدد اجتماعي كودكاني كه قرباني هر گونه بي توجهي، بهره كشي، آزار، شكنجه و يا ساير اشكال رفتار يا تنبيه بي رحمانه، غيرانساني يا تحقير آميز و يا مخاصمات مسلحانه واقع شده اند اهتمام ورزند.

عوامل اجتماعي از عوامل مهمي هستند كه با دقت بسيار بايد به آن توجه شود، زيرا زمينه ساز پرخاشگري در جامعه امروز ماست و نه فقط قابل‌آموزش، بلكه قابل پيشگيري و كنترل است.

برخي عوامل خانوادگي كه در شكل گيري رفتار فرد در خانواده تاثيرگذارند شامل نحوه برخورد والدين با كودك، وجود الگوهاي نامناسب مانند ديكتاتوري در خانواده، رشد مهارت هاي اجتماعي را محدود كرده و با توجه به هنجار تلقي شدن اين رفتار پرخاشگرانه در خانواده، فرد در مقابل ديگران حالت دشمني و خصومت نشان مي دهد.

البته عواملي كه به محيط اجتماعي كودك مربوط مي شود محيط فرهنگي مثل عوامل آموزشي كه همان سواد آموزي و محيط طبيعي مثل مهاجرت و محيط اقتصادي مي باشد هر سه عامل در بزهكاري اطفال و نوجوانان مؤثر مي باشد.

محيط اقتصادي از عوامل مهم بزهكاري كودكان و نوجوانان مي باشد چرا كه جرم شناسان توجه خاصي بدان دارند. بنابراين جرم شناسان در اصل موضوع كه «عامل اقتصاد در بزهكاري مؤثر است» اتفاق نظر داشته و اگر اختلافي در پاره اي موارد به چشم مي خورد ناشي از نحوه تأثير جنبه هاي مختلف اين عامل قوي است. بدين صورت كه گروهي تضاد طبقاتي و عدم توزيع عادلانه ثروت و دسته اي فقر و درماندگي و تهيدستي و برخي تمايل به ثروتمند شدن و تجمل پرستي و همچنين گروهي بيكاري و قرض و نيز عده‌اي عدم قدرت توانايي لازم را براي برآوردن احتياجات زندگي و بعضي نيز ترس از كسر شدن اموال و يا آنچه را كه دارند و بالاخره عدّه اي حرص و طمع و گروهي بحران هاي اقتصادي، تورم، رشد و توسعه صنعت و نوسانات قيمت ها و نيز دسته اي گرسنگي و قحطي را مبناي بزهكاري دانسته و معتقدند كه اين عوامل در بروز جرائم مختلف به ويژه جرائم مالي تأثير غيرقابل انكاري دارد.[1]

ازدواج دختربچه ها در سنيني كه به لحاظ جسماني ، فكري و روحي هنوز آمادگي لازم را براي تشكيل زندگي ندارند نيز از و مصاديق بارز كودك آزاري است. به سركار فرستادن كودكان در سنيني كه آنان نياز به تحصيل، بازي، تفريح و … دارند نيز علاوه بر آن كه ريشه در فقر خانواده دارد، بيشتر در خانواده هايي اتفاق مي‌افتد كه به دليل نگرش ها و باورهاي سنتي از پسران به عنوان نان آور خانواده انتظار دارند تا بار معيشت خانواده را به دوش بكشند.

[1] – شامبياتي، هوشنگ، بزهكاري اطفال و نوجوانان، تهران،  انتشارات مجد، چاپ سوم، 1391، ص238.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

كودك آزاري در نظام كيفري ايران