فرآيندهاي مديريت دانش

زولانسکی[1] ( (1996 دیدگاه بهترین شیوۀ مدیریت دانش در شرکت را معرفی نمود و نشان داد که چهار مرحله در این فرایند وجود دارد که عبارتند از:

  • شروع ) جستجو(: مرحلۀ اول، با شناخت منگاره و جستجو برای دانش مورد نیاز جهت حل آن آغاز می شود. جستجو برای دانش ممکن است منجر به یافتن یک راه حل اولیه باشد، زمانی که دانش مورد نیاز برای حل منگاره یافت شد، فرایند از طریق مرحلۀ دوم یعنی بکارگیری دانش یافت شده ادامه می یابد.
  • راه اندازی ) یادگیری (: این مرحله جاییست که در آن منابع و دریافت کنندگان برنامه قرار دارند و همۀ فعالیت های لازم برای انتقال دانش انجام می شود.
  • وارد عمل شدن )تمرین(: در این مرحله در یافت کنندگان، شروع به استفاده از دانش کسب شده می کنند. مباحث و منگارهات جهت اطمینان از این که در یافت کنندگان قادر به دستیابی به عملکرد رضایتبخش هستند، مورد ارزیابی قرار می گیرند. مرحلۀ عمل، روزنۀ کوچکی به سوی فرصت هایی برای برطرف کردن منگارهات غیر منتظره می گشاید.
  • ادغام (درک ): مرحلۀ ادغام، پس از این که گیرنده به نتایج رضایت بخش از طریق دانش منتقل شده دست یافت، شروع می شود. آن در تلاش برای رفع موانع بوده و با چالش هایی جهت روزمره کردن فعالیت های جدید سرو کار دارد ( .(Chen&Wanng , 2012

مدیریت دانش تلاش و کوشش هوشیارانه سازمانی در جهت کسب و افزایش توان رقابتی، خلاقیت، نوآوری و بهره وری در دنیایی با تغییرات سریع تکنولوژی و بازار آشفته و پردردسر امروزی می باشد. مدیریت دانش را می توان فرایند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش دانست. این پنج عامل در حوزه مدیریت دانش برای یک سازمان زمینل آموزش، بازخورد، آموزش مجدد و یا حذف آموزش را فراهم می آورد که معمولاً برای ایجاد، نگهداری و احیای قابلیت هایسازمان مورد نیاز است

ایجاد دانش

ایجاد دانش به توانایی سازمان ها در ایجاد ایده ها و راه حل های نوین و مفید اشاره دارد. سازمان ها با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی با روش های مختلف به خلق واقعیت ها و مفاهیم جدید می پردازند.ایجاد دانش فرایند مهمی است که در آن انگیزه، تلفیق، تجربه و شانس، نقش مهمی ایفامی کنند. معیار سنجش دانش نو، نقش موثر آن در حل مسایل جاری و نوآوری در بازار است.با این حال، توصیه نمی شود که سازمان ها بکوشند تحت هر شرایطی، دانش جدید ایجاد کنند. روش های مختلفی وجود دارد که با ان ها می توان تجربیات را دوباره آزمود. در برخی موارد یک سازمان می تواند با استفاده از استراتژی تقلید، تکرار و جایگزینی بخشی از دانش موجود را دوباره ایفا کند. در برخی موارد یک سازمان می تواند با تکیه بر توانایی های خود و کاهش کاستی ها قابلیت خود را بهبود بخشد. قابلیت ایجاد دانش مبنایی  برای  توانایی  شرکت ها  درایجاد نواوری را نشان می دهد(Chen & Wang ,2012 ).

 

2-1-7-2) اعتبار بخشی به دانش

اعتبار بخشی به دانش، به گستره ای اشاره دارد که شرکت ها می توانند بر روی دانش اثر گذاشته و اثرات آن را بر محیط سازمانی ارزیابی کنند. چرا که با گذشت زمان بخشی از دانش گذشته نیاز به بازنگری و انطباق با واقعیت های کنونی دارد. اغلب تقابل مداوم و چند وجهی بین فناوری، فنون و افراد برای سنجش اعتبار دانش مورد نیاز است برای مثال وقتی سازمان مجموعه  جدیدی از فناوری ها، ابزار، رویه ها و فرایند ها را بکار می گیرد، نیازمند بهبود و روزآمد سازی مهارت های کارکنان خود است تا بتواند به خوبی خود را با واقعیت های رقابتی جدید منطبق سازد.اعتبار بخشی به دانش، فرایند سختی از کنترل، آزمون و بهبود مداوم دانش پایه برای رسیدن به واقعیت های موجود و بالقوه است. با تغییر واقعیت ها، نیاز به تبدیل دانش به اطلاعات و داده پیش می آید. به این دلیل که پیشزفت در یک زمینه، اطلاعات، فرضیه ها، قوانین و مقررات جدیدی را ایجاد کرده و بخشی از قواعد و فرضیه های قدیمی را از رده خارج می سازد. بنابراین برای سازمان ها مرور، آزمون و افزایش مداوم اعتبار دانش پایه برای رسیدن به دانش جاری ضروری است. Batt,2001))

2-1-7-3) سازماندهی دانش

لازم است که دانش قبل از بهره برداری در سطوح سازمانی در درون سازمان به اشتراک گذارده شود. تعامل بین فناوری های سازمان، فنون و افراد می تواند اثر مستقیم بر توزیع دانش داشته باشد. به عنوان مثال ساختار سازمانی با توجه به نگاره کنترل ها و نقش های سنتی فرصت های توزیع دانش و تعامل بین فناوری ها، فنون و افراد کاهش می دهد. به عبارت دیگر، ساختار افقی سازمانی، تقویت، و سیاست درهای باز، جریان دانش را در میان بخش ها و افراد سرعت می بخشد. استفاده از پست الکترونیکی، شبکه داخلی، بولتن و گروه خبری به توزیع بهتر دانش در درون سازمان کمک کرده و به واسطه آن ها افراد می توانند با یک دیگر از جنبه های مختلف تبادل نظر نمایند  Batt,2001)).

 

 

 

2-1-7-4) انتشار دانش

توزیع دانش حاکی از شیوه هایی است که از آن طریق دانش به اعضای سازمان ارائه می شود. به طور کلی سازمان ها می توانند روندهای مختلفی در جهت ایجاد دانش پایه خود اتخاذ کنند. با این وجود دانش سازمانی در موقعیت های مختلفی توزیع شده، روندهای مختلفی را در بردارد و در رسانه های مختلف چاپی و الکترونیکی ذخیره شده است و هر کدام گونه متفاوتی از ارائه دانش را ایجاب می کند. به دلیل گونه های مختلف، تجدید ساختار و منسجم ساختن این دانش از منابع مجزا برای اعضای سازمان دشوار است. برای مثال ممکن است در یک سازمان هر بخش از داده های خود را به نگارهی پردازش کند که با دیگر بخش ها هماهنگی نداشته باشد چرا که استانداردی برای یک فرمت یکسان وجود نداشته است. اگر چه اعضای سازمان امکان دارد اطلاعات مربوط را از طریق ساماندهی داده ها در پایگاه های مختلف بیابند اما باز هم منسجم ساختن و تعبیر اطلاعات از جهات مختلف دشوار است  Batt,2001)).

2-1-7-5) کاربرد دانش

کاربرد دانش به توانایی شرکت ها دربه کاربردن دانش وعلوم درتوسعه ودستیابی به محصولات وخدمات جدید اطلاق می شود. بطور کلی دانش سازمانی باید در جهت محصولات، خدمات و فرایند سازمان بکار گرفته شود. اگر سازمانی به راحتی نتواند نگاره صحیح دانش را در جای مناسب آن مشخص نماید در عرصه های رقابتی با منگاره مواجه خواهد شد. زمانی که خلاقیت و نوآوری راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان باید بتواند دانش مناسب را در جای مناسب بکار گیرد (Chen & Wang ,2012 ).

[1] Szulanski

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر جو اخلاق سازمانی برمدیریت دانش در سازمان اموراقتصادی و دارایی و اداره کل امورمالیاتی استان گیلان