عواقب عدم شكل گيري هويت مناسب :

دراين مرحله نيز، مثل همه مراحل رشد، دو نوع پيامد مرضي ممكن است پيدا شود. پيامد   غير انطباقي و پيامد بدخيم.

اولي هويت مندي مفرط است كه تعصب خوانده مي شود و عبارت است از قبول بي انعطافي يك نقش يا خرده فرهنگ به طوري كه مجال عقل و مدارا و تساهل را از فرد بگيرد. نوجوان متعصب، فردي آرمانگرا خواهد شد كه همه چيز را سياه و سفيد مي بيند و مي كوشد عقيده و سبك زندگي خود را به ديگران تحميل كند. پيامد دوم كه پيامد بدخيم اين مرحله است، ‌سرباز زدن نام دارد: سرباز زدن از پاي نهادن به جهان بزرگسالي وحتي از نياز به داشتن و قبول يك هويت (رفيعي ،1381).

 

پيامد شكل گيري هويت مناسب :

پيامد متعادل و موفق اين مرحله چنان كه گفته شد، كسب فضيلت پايبندي، يعني نمي توان رعايت معيارهاي جامعه علي رغم نقصها و ناهمخواني هاي آن است. منظور وفاداري كوركورانه يا انكار آن نقص ها و تناقض ها نيست، اين دو امكان ايجاد هر گونه تحولي  در اجتماع پيرامون را از فرد مي گيرند. بلكه منظور آن است كه فرد جايي براي خود در آن اجتماع بيابد تا بتواند در تحول آن سهيم شود و نقشي ايفا كند (رفيعي ،1381) .

 

تثبيت هويت و آشفتگي هويت

اريكسون متذكر شد كه هويت ممكن است از دو راه منحرف شود. ممكن است پيش از آنكه به رشد كامل برسد تثبيت شود ( يعني پيش از موعد شكل بگيرد) [1]و يا اينكه بدون هيچ محدوديتي گسترش يابد [2].

  • هويت يابي زودرس:وقفه اي است كه در فرايند شكل گيري هويت. هويت يابي زودرس، تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در سايه امكانات وتوانائي هاي فرد براي توصيف خود دارد تاثير مي گذارد. نوجواناني كه هويتشان پيش از موعد تثبيت مي شود تاثير ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تاييد ديگران دارد ، معمولاً براي مراجع قدرت اهميت زيادي قايلند و بيشتر با نوجوانان ديگر همخواني        مي كنند وكمتر استقلال راي دارند. در ضمن اين دسته به ارزشهاي سنتي و مذهبي بيشتر    علاقه مندند، وكمتر اهل تامل اند ، و با فكر عمل مي كنند، مضطرب اند و افكارشان قالبي و سطحي است و با ديگران كمتر روابط نزديك برقرار مي كنند. هر چند كه از لحاظ هوشي تفاوتي با همسالان خود ندارند، ولي به دشواري مي توانند انعطاف از خودشان دهند و به هنگام مواجهه با تكاليف شناختي و ‌تنش زا نمي توانند واكنش مساعد از خودشان دهند، معمولاً از نظم ساخت در زندگي شان استقبال مي كنند. با والدينشان روابط نزديك دارند و ارزش هاي والدين را مي پذيرند.

2- سردرگمي در هويت يابي:  برخلاف اين دسته، گروهي ديگر از نوجوانان يك دوره طولاني از سردرگمي هويت را مي گذرانند . شايد هيچ گاه احساس هويتي قوي و روشن در آنان ايجاد نشود. اينها نوجواناني اند كه نمي توانند خود را بيابند، نوجواناني اند كه خود را رها و فارغ از پيوند نگه مي دارند و در حالت تجرد و در دوران پيش از شكل گيري هويت باقي مي مانند.

نوجواناني كه دچار سردرگمي هويت هستند عزت نفس كمي دارند، و استدلال اخلاقي شان رشد نيافته است و به دشواري مسئوليت زندگي خود را برعهده مي گيرند. تكانشي هستند و تفكري نامنظم دارند و آمادگي اعتياد به مواد مخدر دارند. روابط فرديشان غالباً سطحي است. هر چند كه به طور كلي با نحوه زندگي والدينشان مخالفند نمي توانند از خود شيوه اي ابداع كنند .

3- هويت كسب شده : جستجو و سردرگمي شايد گاهي مفيد باشد. افرادي كه پس از يك دوره جستجوي فعالانه به احساس هويت قوي دست يافته اند. در مقايسه با آنهايي كه هويتشان شكل گرفته بي آنكه اين دوره را بگذرانند استقلال راي بيشتري دارند، خلاق ترند و تفكر    پيچيده تري دارند. اين گروه در ضمن توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط نزديك دارند، هويت جنسي با ثبات تري دارند، به خود با ديدي مثبت نگاه مي كنند و استدلال اخلاقي رشد يافته تري دارند. در عين حال كه به طور كلي روابط مطلوبي با والدين دارند از خانواده هاي خود به نحوه     چشم گيري  مستقل شده اند (ماسن و همکاران ، 1985).

[1] – prematurely foreclose

[2] – identity extended

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین