تاریخچه مهر

تاریخ مهر در ایران سابقه ی چند هزار ساله دارد. شناسایی این دستاورد عظیم انسانی که از پس هزاران سال تا کنون، همچنان جایگاه ویژه خود را حفظ کرده است، برای ما ایرانیان، که سهم زیادی در پیدایش، تحول تاریخی و هنری آن داریم وظیفه ای است بس دشوار. علم شناخت مهرها (sigillographie  ) برای آشنایی با تاریخ گذشتگان و مهر به عنوان سندی معتبر و گویا، همواره توجه اهل تحقیق را به خود جلب کرده است[1].

پژوهشگران واژه ی مَهر ( با ضم اول ) را مشتق از مِهر ( با کسر اول ) و به جهت منسوب بودن قدیم ترین خاتم مهر به جمشید، آن را مشتق از نام او می دانند که پسوند شید یا خورشید ( مهر با کسر میم ) دارد. ریشه ی واژه ی نشان که به مُهر های تصویری اطلاق می شود؛ «در زبان پهلوی nish و در اوراق مانوی تورفان niyashand  به معنی خواهند دید ملاحضه می شود، در لهجه ها nish به معنی نگاه کردن و در ایرانی میانه به صورت nishan  و در فارسی جدید نیز نشان به معنی علامت است». (تمیم داری 1384: ش 12، س 8، ص 46). در دانشنامه کاشان مودرا mudra  «مهر» واژه ی هندی باستان، در پیوند به نام سرزمین مصر آمده است. (درخشانی 1383، ص 1325).

در تاریخ ایران باستان، حکاکی و نقر تصاویر و خطوط بر مهرها و کتیبه های باشکوه هر چه تمام تر متداول بوده و قلم نقاشان و خطاطان نخستین در حکاکی و نقر نیز کاربرد داشته است و هنرمندان آن دوران، اثر خود را نه با مرکب بر کاغذ بسیار آسیب پذیر، بلکه با نقش آن بر گل تری که در آتش و حرارت آفتاب پخته می شد و نیز با حجاری یا حکاکی بر سنگ های سخت، جاودان می ساختند و از دستبرد حوادث تاریخی مصون می داشتند. چنانچه گفته اند نگارش یا نگاشتن به معنای نقش کردن است و واژه ی نقاشی در زبان تازی از همین نگاشتن پارسی اخذ شده است.

 

مبحث اول: تاریخچه مهر در آموزه های دینی

بند اول- پیشینه مُهر در کلام الله مجید

در قرآن کریم مترادف واژه ی مهر یعنی ختم (سه بار) و مختوم و نختم (هر کدام یک بار) به کار رفته است[2]:

«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَکُمْ وَأَبْصَارَکُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ» (انعام: 46)

یعنی بگو: آیا می دانید که اگر الله گوش و چشمان شما را بازستاند و بر دلهایتان مهر نهد چه خدایی جز الله آنها را به شما باز می گرداند.

«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ …» (الجاثیه: 23)

یعنی، آیا آن کس که هوای نفس خود را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد و بر گوش و دلش مهر نها و بر دیدگانش پرده افکند دیده ای؟ اگر خدا هدایت نکند، چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟ چرا پند نمی گیرید.

«خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (بقره: 7)

یعنی، خدا بر دلهاشان و بر گوشهاشان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پرده ای است و برایشان عذابی است بزرگ.

 ( یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ – خِتَامُهُ مِسْکٌ وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ) (المطففین: 25- 26)

یعنی مهر آن از مشک است و پیشدستی کنندگان در آن بر یکدیگر پیشدستی می کنند.

( الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ) (یس: 65)

یعنی ، امروز بر دهان هایشان مهر می زنیم و دست هایشان با ما سخن خواهند گفت و پاهایشان شهادت خواند که چه می کردند.

[1]. جدی، محمدجواد، 1392، دانشنامه مهر و حکاکی در ایران ، ناشران: موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری، «متن»؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، چاپ اول.

 

 

[2]. قرآن مجید، سوره های انعام، جاثیه، بقره، مطففین، یس.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

آثار حقوقی امضا، مهر و اثرانگشت در حقوق مدنی و تجارت